واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )
772
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )
وارد سرزمين قنغلان ( قپچاقيان ) شدهاند . سلطان از راه بخارا و جند عازم حرب با ايشان شد . و در جند اطلاع پيدا كرد كه گذشته از مرگيتيان ، لشكر چنگيز كه در تعقيب آنان بودهاند نيز وارد آن سرزمين شدهاند . جوينى ، جاى ديگر ، مىگويد كه توقتغان پيش از آن با كوچلك نزاع كرده و « به حد قم كبچك » ( در تأليف رشيد الدين : « قم كمجيوت » ) يعنى سرزمين قرقزان رفته بوده و جوچى را عليه وى گسيل داشته بودند . خوارزمشاه ، بر سبيل احتياط ، به سمرقند بازگشت و باقى لشكر خويش را از آنجا برداشت و با نيروى مهمترى به جند آمد و « مىپنداشت كه به يك تير دو نخجير خواهد انداخت » « 1 » . ولى مرگيتيان پيش از آن بدست مغولان نابود شده بودند و سلطان فقط توانست با لشكريان چنگيز خان پيكار كند ولى با اينكه دشمنان را ناچار به عقب - نشينى كرد موفقيت قاطعى بدست نياورد . مسلما لشكريان مغول كه خوارزمشاه با ايشان تلاقى كرده بوده واقعا در تعقيب مرگيتيان بودند . دربارهء فرار مرگيتيان به سرزمين قپچاق كه تحت فرمان خولتغان مرگن صورت گرفته بوده ، منابع مغولى و چينى نيز سخن مىگويند « 2 » . رشيد الدين « 3 » قلع و قمع و نابودى مرگيتيان را به سال گاو [ اودئيل ] ( 614 هجرى / 1217 ميلادى ) مربوط مىداند . لشكر مغول به سپهدارى سبتاى و تغاجار [ تخوچار طغاچار ، تغاجر ] حرب مىكرده ولى جوچى [ توشى ] فرزند ارشد چنگيز خان نيز در لشكركشى شركت داشته و وى را جوينى و نسوى و جوزجانى ( و به
--> ( 1 ) - جوينى ، چاپ قزوينى ، II ، 102 . ( 2 ) - قطعاتى از « يوآن - شى » كه كافاروف نقل كرده : « افسانهء نهان » ، ترجمهء كافاروف ، 233 ، 248 . ( 3 ) - چاپ برزين ، بخش XV ، ( متن ، 51 - 50 ، 171 ) ؛ ترجمه 31 ، 115 .